الملا فتح الله الكاشاني
156
تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )
ملوحت آن * ( فَلَوْ لا تَشْكُرُونَ ) * پس چرا شكر نميگوئيد خدا را بر امثال اين نعمتهاى ضرورية صاحب كشاف آورده كه چون كلمهء لو معلق جملهء ثانى است بر اول مثل تعليق جزا به شرط و محض شرط نيست مانند ان و عامل هم نيست هم چنان كه ان و باتفاق جميع علما سرايت بمعنى شرط در جملتين از حيثيت آنست كه مفيد امتناع ثانيست مر امتناع اول را از اين جهة محتاج است در جواب خود بنصب آنچه علامت اين تعلق باشد پس بجهة اين لام را زياده كردهاند تا علم آن باشد و اين هنگام كه علمية آن مشهور شد جايز است كه حذف آن كنند زيرا كه چيزى كه معلوم و مشهور گشت و مالوف مأنوس شد جايز است كه اسقاط آن كنند از لفظ بجهة استغناى ان بمعرفت سامع آن و از اينجا است كه رؤبه كه از فصحاى عرب بود در جواب كسى كه به او گفته كه كيف اصبحت فرموده كه خير بحذف حرف جر بجهة علم همه كس به مكان حرف جر و تساوى حال حذف و اثبات ان بواسطهء شهرت ان فحينئذ حذف لام در جعلنا بجهة اختصار لفظ است و ثبوت آن بحسب معنى است و ديگر آنكه قرب مسافت بين الشرطين معنى است از ذكر آن در شرط ثانيه و دور نيست كه گوئيم كه چون اين لام مفيد بمعنى توكيد است پس ايراد آن در آيه مطعوم و ترك آن در آيه مشروب بجهة دلالت است بر آنكه امر مطعوم بحسب ذات مقدم است بر امر مشروب و وعيد بفقدان مطعوم اصعب است از وعيد فقدان مشروب زيرا كه احتياج بمشروب بجهة تبعيت آنست بمطعوم و لهذا آيه مطعوم بحسب وضع مقدم واقع شده بر آيه مشروب و نيز بجهة استدلال بر قدرت خود ميفرمايد كه * ( أَ فَرَأَيْتُمُ ) * آيا پس ديديد * ( النَّارَ الَّتِي تُورُونَ ) * آتشى را كه بيرون ميآريد يعنى خبر دهيد از بيرون آوردن آتش از درخت سبز * ( أَ أَنْتُمْ ) * ايا شما * ( أَنْشَأْتُمْ ) * بيافريدهايد * ( شَجَرَتَها ) * درخت آتش را كه ان مزوج عقار است * ( أَمْ نَحْنُ الْمُنْشِؤُنَ ) * يا ما پيداكننده و آفرينندهايم و در سورة يس سمت ذكر يافت كه اهل بوادى شاخى از شجرهء مرخ كه مذكر ميگويند و شاخى از شجرهء عقار كه انثى ميخوانند بهم ميسايند و حق سبحانه نزد اين حال بقدرت غالبهء خود از ميان اين دو شاختر كه آب از آن ميچكد آتش بيرون ميآرد و اينجا ميفرمايد كه اى اهل عناد چون هيچكس اسناد اين قدرت به خود نمى تواند داد پس بايد كه معترف شويد بقدرت ما بر آن و بر ان استدلال كنيد بر آنكه ما قادريم بر جميع امور ممكنه كه از جملهء آن بعث و نشور است * ( نَحْنُ جَعَلْناها ) * ما گردانيدهايم آتش را * ( تَذْكِرَةً ) * يادكردنى تا چون او را ببينيد آتش دوزخ را ياد كنيد و از اينجهة است كه همهء اسباب معايش را به آن تعليق كردهايم و همهء شما را محتاج آن ساخته تا اكثر اوقات نزد شما حاضر باشد و آن را منظور نظر داشته از